[ خصوصی های یک زن ]

به بهانه ی تغییر مرحله ی زندگی ام دوباره مینویسم

[ خصوصی های یک زن ]

به بهانه ی تغییر مرحله ی زندگی ام دوباره مینویسم

[ خصوصی های یک زن ]

.. پنهانم اما دانه های دلم پیداست ..

اینجا حکم یه دفترخاطرات و واسم داره، که ناآشنا ها میان و میخونن. خیلی هم دوست داشتم اینجا رو به اونهایی که میخوام و میشناسمشون معرفی کنم اما نکردم چون مجبور به خودسانسوری میشم.. تو هم اگه ناخاسته یا خاسته پیدام کردی به روم نیار بذار حرفامو بزنم...

اینم بلاگ بعدی اگر چیز شدم!
omoomi.blog.ir

برای رمز-> مراجعه به رمز بازی

پست اسمسی
  • ۳ ارديبهشت ۹۳ , ۱۷:۳۰
    شوره
ته تاقاری

سرما در گرما

دوشنبه, ۲۱ دی ۹۴، ۰۱:۲۲

شوهر خوابیده و من پای لپ تاب دارم گزارش جلسه فردامو براخودم ایمیل میکنم که از شرکت بگیرم

خروپفش تا توو پذیرایی میاد، بنظر میرسه امروز حسابی خسته شده 

تو این دورانِ امتحاناتش افتاده دنبال بیمارستان مادرش.

منم دایم ذهنم مشغوله اینه که لطف مکررم حق مسلمشون نشود!!!

امیدوارم زودتر خوب شه تا منم بهتر بشم....

 هوا خیلی سرده، قبل خوابیدنش رووم پتو انداخت که یخ نکنم


اما من باز سردمه، دلم میخوا د برم توو شوومینه...

نظرات  (۴)

برو تو شومینه. پایه ام
میشه به من رمز پستای قبلیتو بدی.؟
پاسخ:
خیر
خوبه که بازم مینویسی..: (
  • فروهر فرداد
  • پس مادرشوهر مریضه و توقعات و گرفتاریهاش ماله شروین خان...امیدتو داشته باش..ولی تا بوده اینجوری بوده...لطف مکرر....حق؟
    پاسخ:
    آره... اذیت میشم
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">