[ خصوصی های یک زن ]

به بهانه ی تغییر مرحله ی زندگی ام دوباره مینویسم

[ خصوصی های یک زن ]

به بهانه ی تغییر مرحله ی زندگی ام دوباره مینویسم

[ خصوصی های یک زن ]

.. پنهانم اما دانه های دلم پیداست ..

اینجا حکم یه دفترخاطرات و واسم داره، که ناآشنا ها میان و میخونن. خیلی هم دوست داشتم اینجا رو به اونهایی که میخوام و میشناسمشون معرفی کنم اما نکردم چون مجبور به خودسانسوری میشم.. تو هم اگه ناخاسته یا خاسته پیدام کردی به روم نیار بذار حرفامو بزنم...

اینم بلاگ بعدی اگر چیز شدم!
omoomi.blog.ir

برای رمز-> مراجعه به رمز بازی

پست اسمسی
  • ۳ ارديبهشت ۹۳ , ۱۷:۳۰
    شوره
ته تاقاری

از غُر غُرو ها و پررووها بدم میاد

شنبه, ۱۸ مرداد ۹۳، ۱۵:۰۲

گفت تو مثل بچه ی 5 ساله میمونی اصلن متوجه نمیشی من اونو سه ساعت درست کرده بودم...

منم گفتم تو هم مثل پیرمرد 80 ساله ی غرغرو میمونی که همش غر میزنی...


بعد بازم حرف زدیم.. حرفِ دعواییِ دلخوریِ ناراحنی.... قراره عصر هم و ببینیم!