[ خصوصی های یک زن ]

به بهانه ی تغییر مرحله ی زندگی ام دوباره مینویسم

[ خصوصی های یک زن ]

به بهانه ی تغییر مرحله ی زندگی ام دوباره مینویسم

[ خصوصی های یک زن ]

.. پنهانم اما دانه های دلم پیداست ..

اینجا حکم یه دفترخاطرات و واسم داره، که ناآشنا ها میان و میخونن. خیلی هم دوست داشتم اینجا رو به اونهایی که میخوام و میشناسمشون معرفی کنم اما نکردم چون مجبور به خودسانسوری میشم.. تو هم اگه ناخاسته یا خاسته پیدام کردی به روم نیار بذار حرفامو بزنم...

اینم بلاگ بعدی اگر چیز شدم!
omoomi.blog.ir

برای رمز-> مراجعه به رمز بازی

پست اسمسی
  • ۳ ارديبهشت ۹۳ , ۱۷:۳۰
    شوره
ته تاقاری

سرخ شده می نویسم

يكشنبه, ۱۱ خرداد ۹۳، ۱۴:۵۶
مدیر بخش ای تی کارخونس.. اومده بود دفتر ازش خاستم حالا که اینجاست اینترنتم رو از وایرلس به کابلی تبدیل کنه، بلند شدم نشست روو صندلی بشت سیستم من.. تا برنامه هاشو راست و ریس کنه.. وصل نشد، کفت حتمن کابلش مشکل داره کفتم یه کابل دیکه هم هست، تو کشومه. برکشت کشوی اول و باز کرد نبود.. کفتم حتمن تو کشو بایینی است.. کاش نمیکفتم.. در کشورو باز کرد. یه بسته نوار بهداشتی نو همون جلو خودنمایی میکرد. سیم ابی رو از زیر نوار بیرون کشید و در کشو رو بست.. دیکه نفهمیدم جیشد.. فقط میبینم که رفته و کابل هم وصله!  حالم بده کر کرفته ام! ادم هزار تا مطلب خاکبرسری تو وبلاک بنویسه ولی کسی نوار بهداشتی شو نبینه....، خیلی فرق داره.

نظرات  (۱۵)

سلام
اینکه خجالت نداره! خب نیاز طبیعی خانوماست. چرا ما از صحبت کردن در مورد این چیزای طبیعی شرممون میشه ولی گفتن دروغ و غیبت و تهمت برامون عادی شده!!!
راستی خانومی وبت جالبه. مطالبش هم روون و جذابه
برات ارزوی سلامتی و شادی میکنم
رمزتو عوض کردی؟؟؟؟؟چرا رمز میزنم نمیاد پس نوشته های کرم و اب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ:
نه عزیز همونه. چندتا رمز داری؟
نه کلا سیستم باحالیه...عین کشورمونه......اف بی یروز فیلتره یروز آزاده
وااای من بودم دق میکردم
حالا دوستم یه بار تو یه جمع دختر پسری غریبه لای دفترش یه ورق نواربهداشتی بوده.که طی یه کش مکشی می افته وسط جمع رو زمین!
از تو بدتراشم هستن غصه نخور:دی
خدا نکشدت با این حواست
سلام
خیلی باحال بود
مدتی گه تو سایت کار میکردم احساس میکردم همکارهای سایت مثل پزشک ها محرم هستن
چون چیزایی تو کامپیوتر و دسکتاپشون میدیدم که نباید میدیدم!
:)))
سلام
اشکال نداره پیش میاد از این اتفاقا
  • الــهـــ♥ـه
  • نرو تو فکرش خووو

    اتفاقه.... خریداتم مبارک :))



    وای شکوفهههه ! من بودم آب میشدم از خجالت ... همدردی شدید مینم باهات
    خجالت نمیکشی؟
    خیلی سبک و جلفی !!!
    پاسخ:
    گفتم که خجالت کشیدم! :P
    وااااااااااااااااااااااای خیلی بد شد که منم سرخ شدم
    فردا برا این پست رمز میزاری دیگه؟مگه نه؟
    پاسخ:
    تقریبن ;)
    خوبه که، یکی دوروزی اوها که رمز ندارن وقت دارن بخونن. بده؟
    :(
    این که چیزی نیس من چن سال پیش پسر عمم پیشم نشسته بود گفت خودکار داری؟ منم گفتم آره حالا هرچی تو کیفمو میگشتم پیدا نمیشد یهو کل کیفو خالی کردم رو میز و همراه وسایل یه دونه نوار بهداشتی که تازه تو بسته هم نبود افتاد اون وسط رو وسیله ها....مردم!!!
    واااااای شکوفه ینی تنها چیزی که فکرشو نمیکردم همین بود
    خدا نکشتت:)))))))))))))))))
    خیلی باحال بود
    الاهی بمیرم گفتنش خنده داره ولی تو اون موقعیت بودن خیلی سخته...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">