[ خصوصی های یک زن ]

به بهانه ی تغییر مرحله ی زندگی ام دوباره مینویسم

[ خصوصی های یک زن ]

به بهانه ی تغییر مرحله ی زندگی ام دوباره مینویسم

[ خصوصی های یک زن ]

.. پنهانم اما دانه های دلم پیداست ..

اینجا حکم یه دفترخاطرات و واسم داره، که ناآشنا ها میان و میخونن. خیلی هم دوست داشتم اینجا رو به اونهایی که میخوام و میشناسمشون معرفی کنم اما نکردم چون مجبور به خودسانسوری میشم.. تو هم اگه ناخاسته یا خاسته پیدام کردی به روم نیار بذار حرفامو بزنم...

اینم بلاگ بعدی اگر چیز شدم!
omoomi.blog.ir

برای رمز-> مراجعه به رمز بازی

پست اسمسی
  • ۳ ارديبهشت ۹۳ , ۱۷:۳۰
    شوره
ته تاقاری

آدامس نعنایی

شنبه, ۳ خرداد ۹۳، ۰۹:۲۵

یه تیکه توون بریری گذاشتم تو ظرف و گذاشتم تو ماکروفر شرکت، بعد از اینکه 15 ثانیه گذشت و گرم شد ، ظرف و درآوردم، رفتم سر یخچال آبدارخونه یه ذره پنیر از تو قالبش درآوردم و گذاشتم روو نونه که توو بشقاب بود و اومدم پشت میزم.

داشتم لقمه لقمه میخوردم یکی از همکارهای آقا اومد دم اتاقم، تعارف کردم، گفت مرسی، بعد پرسید که چرا عروسی برادرش نرفتیم! میگفت منتظرتون بودم.. دوباره تعارف کردم، اومد یه لقمه کند روش پنیر گذاشت و شروع کرد به گاز زدن، در حین گاز زدن هم میگفت که چرا عروسی که دعوتم کرده بود نرفتم! منم میگفتم شما خندیدی و کوروکی دادی؛ قضیه جدی نبود که بیایم... میگفت نه من خیلی جدی بودم، همینطور که شما ساده گفتی مارو دعوت کن حوصلمون سر رفته من هم ساده دعوت کردم، اما جدی بودم.... در همین حین گفت : تو دهنم آدامسه! واقعن آدامسه! نونِ مثل آدامس شده! بعد با تعجب میجوید... گفت این نونه انگار که جایزه داشته باشه مثل این شکلاتها که تهشون آدامسه، نعنایی.. گفتم شاید تو دهنتون آدامس داشتین .. گفت نــــــه نداشتم! بعد جوید و حرفمون راجب اینکه چرا عروسی برادرش نرفتیم تموم شد رفت!

الان رفته ، 4-5 دقیقه ای هم از زمانی که دارم این متن و مینویسم گذشته و من دارم به این فکر میکنم که آدامسی که صبح شروین بهم داد رو کجا گذاشته ام!!!!

نظرات  (۳۸)

خیلی باحالی دخترررر

  • مهندس جون
  •  خخخخخخخخخخخخخخ خیلی باحال بود ازته دل خندیدم
  • کلاه قرمزی (:
  • وای خدا نکشتت کلی خندیدم
    ای خدا بگم چی کارت نکنه:))))))))))) فک کن آقای همکار یه طعم ملوی نعناع هم اون زیر حس میکرده:))))))))
    پاسخ:
    اوه اوه اره بدبخت اولش میگفت این نونه انگار عرق نعنا داره!!!
    :)))))))))))
    وایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی شکوفه....
    هوعععععععععععععععععععع
  • بهار-روزهایی که گذشت
  • آی آی شکوفه حالم بد شد
    ادامسو خووووووووووورد خخخخخخخخ
    وای خدا نکشدت دختر ، اینقدر خندیدم که نگو ... فکرشو بکن ، تصور کرده توهم زده که داره آدامس میخورههههه :))
    نوش جانش:))))
    سلام عزیزم
    کامنتت تازه اومد عزیزم کامنت دیگه ای نیومد وگرنه جواب میدادم خانومی
    نه هنوز زنگ نزده دیگه دارم دیوونه میشم از 23 اردیبهشت تا امروز خبرشو ندارم و صداشو نشنیدم
    واقعا دارم دیوونه میشم:(
  • الــهـــ♥ـه
  • چه جایزه ای هم داشته اون لقمه خخخخخخخخخ
  • همسر یک آتش نشان
  • آیا جویدن آدامس از صبح تا شب باعث فک درد نمیشود؟؟
    آیا شکوفه عمدا آدامس را لای نون استتار کرده بود؟؟
    آیا انتقام کارت ندادن عروسی را گرفته است؟؟
    آیا شکوفه به دنبال تغییر سیستم گوارش همکارش بود؟؟؟

    بقیه فیلم را در قسمت بعد مشاهده کنید....

    (تک سکانس)

    آقای همکار روی تخت بیمارستان لقمان در حالی که کبود شده خوابیده و هووووووق میزند و با دوربین بای بای میکنه
    اگه از صب جویدیش دیگه مزه نداشته خو
    :))
  • مامـی بانـو
  • عکسام کجاش پریده؟؟؟؟؟؟؟؟؟هستن که
    وای دختر! مردم از حنده!! خدا بگم چیکارت نکنه! داشتم که میخوندم می گفتم خب، بعد!! بعد دیدم که به به!!! های های هاااای!! :D :D :D :D

    وای یه عالمه خندیدم

    بنده خدا همکارت :D

  • مامـی بانـو
  • آخی بیچاره آدامستو خورده ...خندههههههه
  • مامـی بانـو
  • ممنون که پروفایلو گفتی ...
    لینک آشپزخونه رو فقط من نیستم که لینک کردم آخه که....ولی شاید حدفش کنم بهتره
    :پی
  • مهندس بهشت
  • انقد خندیم خخخخخخخخخ
    خیلی باحال بود ترفند خوبیه ملتو اذیت کنیم
    اصلا نمی تونم تصورشم بکنم :((

    به نظرت نفهمیده؟؟
    پاسخ:
    نمیدونم! حدس میزنم!
    شاید هم فکر کرده آدامس نونواهس!
  • بیدار بیقرار
  • خیلی خندیدم 
    طفلی :)))
    عجب جایزه ای !!! آدامس نعنایی خخخخخخخخخخ
    اصن یجوری شدم:& ادامستو اون خورده بهش دیگه فکر نکن
    خیلی شیرینی
    ایول آدامس رو خورد!!!! نوش جونشششششششش
    :)) :)) :))
    اوه اوه شکو !
    من بجای همکارت الان بالا میارم !
    پاسخ:
    خودمم بهش فکر میکنم حالم بد میشه :-&
    خخخخخخخخخ
    ادامس رو که قبلا دهنت نکرده بودی
    پاسخ:
    چرا بابا از صب جویده بودمش!
  • مامان باران
  • وای تا حالا از این موردا پیش نیومده بود.راستی شمارهه به دردت خورد؟
    الان آدامسه ته روده جناب همکار چسبیده...خخخخ
    :))
    خیلی باحال بود
    حتما آدامست روی اون تیکه نون بوده
    تصور حالت جویدن و. حرف زدن همکارت هم خنده داره به خدا
    :D
  • مامان باران
  • نگران نباش آقای همکار داره میخوردش:)

    :)))))))))))))))))))))))))))))))))))))
    وااااای چقدر خندیدم نکنه ادامست رفته تو لقمه اش ای خدا با اینکارات دختر
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی