[ خصوصی های یک زن ]

به بهانه ی تغییر مرحله ی زندگی ام دوباره مینویسم

[ خصوصی های یک زن ]

به بهانه ی تغییر مرحله ی زندگی ام دوباره مینویسم

[ خصوصی های یک زن ]

.. پنهانم اما دانه های دلم پیداست ..

اینجا حکم یه دفترخاطرات و واسم داره، که ناآشنا ها میان و میخونن. خیلی هم دوست داشتم اینجا رو به اونهایی که میخوام و میشناسمشون معرفی کنم اما نکردم چون مجبور به خودسانسوری میشم.. تو هم اگه ناخاسته یا خاسته پیدام کردی به روم نیار بذار حرفامو بزنم...

اینم بلاگ بعدی اگر چیز شدم!
omoomi.blog.ir

برای رمز-> مراجعه به رمز بازی

پست اسمسی
  • ۳ ارديبهشت ۹۳ , ۱۷:۳۰
    شوره
ته تاقاری

زن باشید

شنبه, ۲۳ فروردين ۹۳، ۲۳:۲۴

یه زن باید زن باشه، ظریف باشه،  حساس باشه، ضعیف باشه..

زن باید وقتی تو خونه است قوطی رب و بده مرد خونه باز کنه، باید در نوشابه رو نتونه  باز کنه و بده مرد باز کنه، باید ازسوسک بترسه نتونه سوسک و بکشه، باید اکر ظرف میشوره فقط با دستکش ظرف بشوره  و بکه دستام خراب میشه، باید کرم به دست و باش بزنه و یه ساعت دست به جیزی نزنه، باید نتونه در زودبز و ببنده یا باز کنه، یه زن نباید بتونه ساکشو بلند کنه ..

اینا جیزای خیلی کوجیکی اند اما خیلی تاثیر داره تو زنیت و مردیت... هم زنه ذوق میکنه هم مرده...http://s5.picofile.com/file/8104934750/%E5%8F%AF%E6%84%9B%E3%81%84%E3%80%82_m.gifhttp://s5.picofile.com/file/8107307184/%E2%98%86%E3%81%B2%E3%81%92%E2%98%85_m.gif

اکر از اول اینجوری نباشی بسفردا مرده کارای دیکه هم میندازه کردن زن خونه و مثلن میکه خودت برو بالا نردبون بـــرده رو باز کن! از ما کفتن بود.. 




وقتی باموبایل مینویسم ب  ز  ک  ج  ندارم! فهمیدین کدوم و ندارم دیکه!?  (タイトルなし) のデコメ絵文字

نظرات  (۴۸)

شکوفه جون ببین تموم این مسادل رو منم داشتم. خیلی هاش یعنی بالای 90 درصد کم کم با صبر حل میشه. اما 3 یا 4 سال زمان میبره. زودتر عروسی کنید برید سر خونه زندگیتون. خانومی خودتم خیلی مقصری.... زندگی راه برگشت نداره. برام سخته برات تایپ کنم. اما گذشته و آرشیوه منو میخوندی میدیدی عین خودت بودم! میدونم الان وقت نداری اما سعی کن آروم باشی و تصمیم عجولانه نگیری. همه ی مردها عین بچه میمونن. همه ی مادرها داماد رو به چشم شاخ گاو مینگرن! مامان من میگه شاخه گاوی بدتر از داماد نیست!!!! ببین چقدر از داماد بدش میاد! اما الان بهتر شده. مقصر من بودم...... من که نتونستم ارتباط درستی بین خانوادم و شوهرم ایجاد کنم. عزیزم اینم قبول کن شوهرهای ما و نسل ما با نسل پدرهامون فرق دارن! انگار یک جورین همشون.
اره فک کنم نظر گذاشتم اون اولا بود توو اون وبلاگت. ایمیلم رو داده بودم که رمز بدی اما ندادی گفته به ایمیل  رمز نمیدی.
پاسخ:
عزیزم یا وبلاگ بذار یا فیسبوک :)
shukufe jun, ye alame moskelo poshte sar gozashti, inam tamum mishe azizam, khodeto kontrol kon golam
سلام شکوفه جونم عزیـــــزم ناراحتی چرا :-*
همه این استرسا و ناراحتیا می گذره؛ زندگی رو واسه خودت و آقای خونه سخت نکن عزیزم؛ می دونم همه ما از نصیحت خوشمون نمی یاد ولی بذار بگم ;) نذار حرمتای بینتون از بین بره وقتی روتون تو روی هم باز شه حرفایی زده می شه که تا آخر عمر آدم فراموش نمی کنه و ته دلش می مونه... ینی چی بادشو خالی کردم!!! از تو بعیده -_- :(
اگه تو به آقای خونه احترام نذاری غرورشو حفظ نکنی اگه تو ازش حمایت نکنی همه چی بهم می ریزه ...

شکوفه جونم، عزیزم شرایط همیشه یکسان نمی مونه :-* <3
دختر جان، الکی‌ خودتو ناراحت نکن، شما دو تا اصلا با هم مشکله عجیبی‌ ندارید، اصلا...خودتم اصلا برای عروسی‌ ناراحت نکن چون میدونی‌ آخرش...مهمونا دیر میان، آرایشگاه دیر آماده میشی‌..اون گلی‌ که انتخاب کردی میبینی‌ گال فروشیه نزده..ببین اینقدر عروسی‌ اینور اون ور داره که بخوای برای هر چیزیش خودتو ناراحت کنی‌ نمی‌شه...عروسیو بی‌خیال بگیر...بهترین صورت پیش میره...اگه حس کردی که باید بدشو خالی‌ کنی‌ و کردی خوب کردی...نگران اونم نباش...شما دو تا خیلی‌ به هم کشش دارید، تو یک خونه برید همه چیز درست می‌شه، شکر خدا که خونه هم دارید این از همه چیز مهم تره...حالا کامنت هم بستی من بی‌ فرهنگ میرم یک جا دیگه کامنت میزارم...‌ها ها ها 

برای ح جیمی فکر کنم مجرد باشی که فکر میکنی باید برای زندگی شکوفه متاسف باشی

چون اگه متاهل بودی درکش میکردی و میدونستی که ازدواج اختلاف نظر و قهر و دلخوری هایی را به همراه خواهد داشت ولی شکوفه باید این موقعیت را مدیریت کنه و سعی کنه این دوران براش شیرین باشه و خاطره خوشی از عروسیش براش توی ذهنت بمونه

شکوفه جان اگه از شکل و ظاهر و برنامه های تالار خوشت امده باشه به این مسئله که وابسته به وزارتخانه اس فکر نکن برای خودت یه شب خاطره انگیز بساز

تو دو تا مطلب اول تون خواستم نظر بزارم  دیدیم نظراتش بسته اس 

اومدم اینجا بگم متاسفم برای زندگی یی که از اولش این مدلی باشه 

بیشتر فکر کنید ...
شکوفه جون یکم صبور تر باش عزیزم درسته واسه شوهرت خیلی کارا رو کردی اما بخاطرکارایی 
که کردی سرزنشش نکن مرد هستو غرورش شریک زندگیته هرکاری واسه اون کردی واسه خاطر
خودتم بوده سعی با حرف کدورتا رو از بین ببری
پاسخ:
حرف حرف حرف... دهن منو باز میکنه از بس شکایت میکنه
این قدر اتفاق و مشکلات پیش می یاد که کلا ازدواج از چشت می یوفته ! و می گی چه غلطی کردم ! ولی بهتره اصلا بحث نکنی و خونسرد باشی
همه چی کم کم حل می شه
پاسخ:
دیشب همینو گفتم 
خوشم نمیاد از کارایی که اخیراً میکنی. بادکرده یعنی چی؟ شوهرته دختر. آروم باش. احترامش رو نگه دار... و توکلت به خدا باشه، نه تصمیمات خودت.
پاسخ:
:'((((((((((((((((((((( تو که نمیدونی چکارا میکنه

چرا تالار را دوست نداری در رابطه با مشکلت نگذار حرمتها بینتون شکسته بشه باهات موافقم که عقد موندن طولانی خیلی مشکلات در پی داره

چند  وقت اصلا با هم حرف نزنین حتی تلفن انوقت دلش برات تنگ میشه

پاسخ:
برای یکی از وزارتخونه هاست...
دوست عزیز استرس های اینچنینی قبل عروسی طبیعیه
البته متاسفانه
اما یک نکته توجهم رو توی نوشته هات جلب کرد اونم اینکه گفتی کمی حرمت ها از بین رفته
منم مثثل تو معتقدم عقد اصلا جنایته در حق زندگی دو تا جوون
حالا نامزدی هرچقدر طولانی باشه بحثی نیست اما عقد و عروسی در یک شب
اما عزیزم خیلی مواظب حرفایی که گفته میشه باش نذار حرمت از بین بره که اگر رفت دیگه زندگی با هیچ چیزی وصل نمیشه و روز به روز این مساله بیشتر میشه تا جایی که راحت به هتک حرمت میرسه
بعنوان یکی که متاسفانه این تجربه تلخ رو داشتم میگم
ببخشید اگر در اولین نظرم از وبلاگت جسارت کردم اینطور نوشتم

ناراحت نباش شکوفه جان....
به این فک کن که چه اعصابتو خرد کنی یا نکنی ... همه اینا می گذره ...  خودش حل می شه ... فقط این وسط اعصاب شماس که خرده... به این که از مامانت خوشش نمی یاد حساس نشو ... گیر نده بهش ... درس می شه ... نگران نباش

نظرم راجع به پست تالار دیدنت بود

چون بسته بود اینجا گفتم26 فروردین

سلام عزیز مهربون

نبینم شکوفه جون غمگین باشه...نبینم عروس نخنده

جون من خودتو ناراحت چیزایی که اگه محلش ندی زود تموم میشه؛نکن

میدونم خییییییییییییییییلی ناراحتی

درسته تو هم شاید اشتباهاتی داشتی،کم تجربگی هایی کردی...ولی منی که دارم از بیرون داستان میبینم  دیدم که صبوری ها و پختگی هات هم کم نبوده

میخوام بگم فکرنکن فقط تو اینطوریو بقیه عروسا دم عروسی همش خوش و خرم اند.عروس نشدم ولی خییلی از دوستام که در جریان کار بعضی هاشون تا حد خواهر بودم و خواهر خودمم 7مه پیش عروسیش بود...

تنها راه درست و خیییییییلی خیییییییییییییلی سخت اینه که قید احساساتت رو بزنی و تا فردای عروسی فقط و فقط با عقل منطق رفتار کنی.با شوهرت-مادرت مادر شوهرت و...

منم دخترم و خوب میفهمم رویاهای چرندی که از بچگی یا نوجوونی تو سرمون پروروندیم یاا پروروندن چیه.ولی اگه واقعیت خالص رو ببینیم میفهمیم که فقط رویاست.

خواهش میکنم با عقل و درایت زندگیت رو حفظ کن که این مهمه و میمونه

انشالله به معنای واقعی خوشبخت بشید

ممنون عزیزم بابت رمز..من از شنبه تا سه شنبه تو خوابگاهم همین که میام خونه وب شما دوستای گلمو میخونم
پاسخ:
قربانت :) خوش باشی
یعنی چی خب منم رمز میخوام شکوفه خانوم...
پاسخ:
فرستادم برات
کاملا باهات موافقم ... به قول دوستم وقتی با یه مرد برای شروع یه رابطه استارت می زنی مرد مثل یه بچه ست هر جور عادتش بدی همون جوری می مونه؛ پس هر چه سیاست در چنتیه دارین همون اوایل رو کنین :))

زنانگی خیلی خوب و واجب

اما اینا زنانگی نیست

با معذرت فرآوان اینا توهمات زنانس

سلام شکوفه خانوم

جدیدا وبلاگتون رو پیدا کردم و تمام پست هاتون رو خوندم البته اونایی که رمز نداشت

نوشته هاتون برام خیلی جذابیت داشت هم از نظر موضوع هم نحوه بیانتون

منم حدود 2 ساله که با کسی اشنا شدم و به زوذی ازدواج می کنیم  ان شاالله .خیلی از دغده هامون شبیه :D اما شما خیلی با تجربه ترین . اگه امکانش هست دوس دارم رمزتون رو داشته باشم

ان شاالله شاد باشین و خوشبخت

پاسخ:
فرستادم
اه شکوفه منم رمز میخوام دیگه..اعصاب روانم بهم ریخته هی وبلاگتو میام میخونم بعد یهو میبینم یه پست رمزی گذاشتی ییییییینی میخوره توو ذوقم ..
پاسخ:
عزیزم قبلن نظر گذاشته بودی؟
این پستتو باید با آب طلا نوشت ! دقیقا همین جور باید باشه !
اوووووووووف گوشی منم نداره
حالا تا دلت بخواد من زنم..بویی از روش های مردانه نبردم فقط فوتبال خیلی دوس دارم..خیلی زیاد.
پاسخ:
:-D
  • الــهـــ♥ـه
  • من نفهیمدم چی نداری واضح بگو خوووو :))))
    پاسخ:
    :-D alaki migeeeeee ;-)
    اینو میگم همون پاراگرافی که گفتم خرابش کردی رو منظورم بود. برات کپی کردم. 
    دیگه چاره چیه به قول خودت ... نه خودتون، چون فاطیمون هم همینو میگه.... تو وجودتونه. بود بود :))
    موافقم

    حالا مثلا اون پاراگراف آخر رو نمینوشتی میگفتن چیزی؟ والا. یه حرفای قشنگ و اساسی میزنی آخرش میای کرم زنانه میریزی و خرابش میکنی. همتون همینطورین ها. نمیدونم از غروره. از چیه. والابخدا
    اینو میگم:اگر از اول اینجوری نباشی پسفردا مرده کارای دیکه هم میندازه گردن زن خونه و مـ.....


    پاسخ:
    مگه تقصیر منه کرم تو وجوودمونه!؟

    اینو میگم رو متوجه نشدم!
    ممنون بابت رمز عزیزم
    منم اصلا بلد نیستم زن باشم و عادت کردم به مرد بودن :( 
    اما با این حال هیچ چیزی در ما تغییر نکرده و خوشبختانه همچنان زبلو عاشقمه و من نیز....چون کاملا میفهمیم چرا باید اینجوری زندگی کنیم..
    خب گژپچ نداری..... اصلا بحث زنیت به کنار مردها باید تو مخشون بره که ما نمیتونیم همه کارهارو انجام بدیم تا یاد بگیرند کمک کنند....وگرنه همه کارها رو دوش ماست .دوش ماهم که چی؟
    حســــــــــــــــــــــــــــــــــــــا اااا ســــــــــــ

    درسته کاملا موافقم.......مثل من نباشین که یه پا مردم برا خودم....سبک زندگی من جوری بود که باید مردونه زندگی میکردم...تنهاییها و بیکسیها و شبکاریها و بی پولی ها باعث شد مرد بشم مرد..هیچوقت نه بچگی کردم نه زنانگی..

    موافقم باهات
    زن باید ظریف تر ازینا باشه تا دل شوهرش واسش ضعف بره
    خانومایی که اینکارارو نمیکنید تمام سعی خودتونو بکنید که اینکارارو انجام بدید حتی اگه تظاهر کنید
    ولی این کارارو بکنید
    پاسخ:
    منم بایس تظاهر کنم!
    گل گفتى اى گل گفتى
    مثل ى بلبل گفتى
    جواب عالى دادى
    غنچه بودى شکفتى ;)
    پاسخ:
    :)
    شوهر من از کارهای زنونه ای که میکنم بدش می یاد ! از حساس بودن بیزاره از اینکه جلوش مثلا کرم یا لاک بزنم ! بعضی وقتا انگار دوست نداره قسمت زنانه وجود منو ببینه و کاملا توقع داره من خیلی وقتا زور یه مردو داشته باشم و کمکش کنم :(
    مرسی خیلی خوب بود
    واسه ما مجردا بیشتر مطالب غیر  رمز دار بنویس تا بتونیم بخونیم. هی میومدم میدیدم پست رمز دار میذاری عقده ای میشدم.
    نمیتونمم آدرس وبلاگ اصلیممم بذارم تا بهم رمز بدی، شناسایی میشم  :)

    ایشاا... خوشبخت بشی
    پاسخ:
    تو پیش من شناسایی میشی ، در انظار عمومی که شناسایی نمیشی خخخخخخخخخ :)))

    تو هم خوشبخت باشی :)
    شکوفه جان 100 در صد باهات موافقم.
    بووووووووووس
    پاسخ:
    :***

    اندر حکایت اون حروف کذایی، این پست منم بخون

    http://mostakhdem.blogfa.com/post/63

    زن، با همین زنیتهاست که زیباست و توانایی دل بردن از یک مرد رو داره و اینکه بتونه اونو تمام و کمال در خدمت خودش بگیره.

    متأسفانه بعضیهامون دوست داریم مردانه رفتار کنیم و فکرم می کنیم کار خوبیه اما اصلاً اینجور نیست.

    البته از یک سری خصلتهای مردونه خوشم میاد، مثل شجاعت و صداقت و یک رنگی، چیزی که تو مردای این دوره زمونه کمتر پیدا میشه ولی بازم به اسم خصلتهای مردونه میشناسیم. اما در جزئیات، یک زن همیشه باید زن باشه.

    یه همکاری داشتم که تنها زندگی می کرد. یه روز با افتخار اومد و گفت: دیروز یه نردبون خریدم و تنهایی تا خونه بردم. مردم با تعجب به من نگاه می کردند اما من به خودم گفتم: آفرین شیرزنِ حسابی. من اون روز تو دلم به این همکار خندیدم و گفتم: شیرزن اونیه که مردی رو به خدمت خودش بگیره و نخواد عملگی و فعله گی رو به عنوان افتخار رفتاری خودش مثال بزنه.

    ایول ایول
    ای نوعروسان به گوش جان بشنوید که عین حقیقته
    بنده هم تایید مینمایم 
    هرجوری از اول رفتار کنی همونجور میمونه
    پاسخ:
    دقیقن.. 
    دقیقا همینه
    چشم!:دی
    چی نداری؟؟؟؟؟
    پاسخ:
    گ چ پ ژ
    سلام همه وبتو یه نفس خوندم
    خیلی خوب مینویسی
    ازاین ببعد هر  روز دنبالت میکنم
    چه دیدگاه جالبی در مورد این چیزای جزئی داری
    خیییییییییلی موااااافقم باهات
    بله بله فهمیدیم چیا کم و کسر داری :)))
    نه !
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">