[ خصوصی های یک زن ]

به بهانه ی تغییر مرحله ی زندگی ام دوباره مینویسم

[ خصوصی های یک زن ]

به بهانه ی تغییر مرحله ی زندگی ام دوباره مینویسم

[ خصوصی های یک زن ]

.. پنهانم اما دانه های دلم پیداست ..

اینجا حکم یه دفترخاطرات و واسم داره، که ناآشنا ها میان و میخونن. خیلی هم دوست داشتم اینجا رو به اونهایی که میخوام و میشناسمشون معرفی کنم اما نکردم چون مجبور به خودسانسوری میشم.. تو هم اگه ناخاسته یا خاسته پیدام کردی به روم نیار بذار حرفامو بزنم...

اینم بلاگ بعدی اگر چیز شدم!
omoomi.blog.ir

برای رمز-> مراجعه به رمز بازی

پست اسمسی
  • ۳ ارديبهشت ۹۳ , ۱۷:۳۰
    شوره
ته تاقاری
آخرین نظرات
  • ۵ مهر ۹۶، ۱۴:۴۵ - خاکستری
    Smile 4ever

اختلاف سنی و برف بازی

سه شنبه, ۱۵ بهمن ۹۲، ۱۷:۳۵

از معایب اختلاف سنی زیاد اینه که شوهرت جوونیاشو کرده؛ برف بازیاشو کرده...اشتیاقی برای برف بازی و کوه رفتن و دوچرخه سواری و قدم زدن و اینها نداره... تو میمونی و دوسال برف بازی نکردن و ..

امروز عصر قرار گذاشتیم بیاد دم شرکتِ من و باهم بریم برف بازی. ده دقیقه از ساعت کاریم گذشته بود دیدم نیمد. گفتم زنگ نزنم پاشم برم خونمون. از یه طرف هم گفتم بذار تکلیفمو بدونم.

زنگ زدم دیدم خونس! رفته خونه! گفت وای ببخشید سرم خیلی درد میکرد!

میدونم الکی میگفت..

گفتم خب یه خبر میدادی؛ ده دقیقس منتظرم.. دیروزم قرار بود بیای نیمدی! خب کاری نداری و خدافظ..باز این بغض لعنتی گلومو فشار میداد...

اونم سکوت کرده بود... قط کردم.. الان چند دیقه بعد از اونیه که قطع کردیم!

پارسال هم قرار بود منو ببره اسکی ؛ تیوپ بازی هم نبرد...

الان همه اینها رو بهش اسمس میدم تا دلم خالی شه..



بعدن نوشت: همین مضمونو با کمی اینور اونور براش اسمس زدم. یه اسمس 7تایی شد یه 3 تایی!
جواب نداد. بعد از ده دقیقه باز دوتاشو فرستادم! اینجور وقتها میره توو خودش! اصلن بنظرم خوبه که یکه به دو نمیکنه و دهن به دهن من نمیذاره.. همیشه تو دعواها و بحث ها موقع عصبانیت سعی میکنه ساکت باشیم و بعد راجبش حرف بزنیم.
اسمس دوم و که فرستادم هدفون  و گذاشتم توو گووشم نشستم پشت کامپیوتر برا بقیه کارا..حوصله نداشتم بیام خونه... مستخدم اومد توو اتاقم داشت میرفت سمت بالکن گفت : خوبی خانوم دکتر؟؟ (شوخی میگه دکتر!) گفتم : چرا الکی بگم اره..نه خوب نیستم.. گفت بیخیال بابا قوی باش..
بعد رفت تووی بالکن تِی رو بیاره.. یه گوله برفی آورد رو به من گفت بزنم؟ نگاش کردم لبخند زدم گفتم اتفاقن به خاطر همین گوله برفی ناراحتم! گوله رو پرت کرد بیرون..تی رو آورد و  در بالکن رو بست.. گفت چرا؟؟؟ گفتم قرار بود بریم برف بازی کنسل شد!! دیگه جزییات و نگفتم.. گف بیخیال بابا حالا یه روز دیگه میری..و رفت به کاراش برسه

یساعت بعد توو راه خونه شروین اسمس داد:

یکی دیگه از معایب اختلاف سن اینه که زنت انقدر بچه است که شرایط تو رو درک نمیکنه!

من: حداقل میتونستی زنگ بزنی بگی نمیای موبایل که داشتی. ولی جون خودت دو دقیقه وقت بذار و مسایل و شرایطمون و نوع گذران زندگیمون رو یه مرور کوچولو کن ببین من بیشتر درک میکنم یا تو منو.
شروین: عزیز دلم شاید توقع من زیادیه ولی واقعن دارم کم میارم
من: من که نخاستم اذیتت کنم. چیز سختی نخاستم که. کلی نقشه کشیده بودم با خودم که بعدش همینجور قدم بزنیم بریم بلال بخوریم.. کلی حاضر شده بودم. اما خب مهم نیست. حتمن مهم نبودم.
حالا دو ساعتی گذشته و اسمس زده:
eshgham?
منم جواب نمیدم صب که زنگ بزنه میگم دیشب خابیده بودم! بعله!

نظرات  (۵۴)

شکوفه جون منم با شوهرم 7 سال تفاوت سن دارم و علاوه بر این شوهرم تو دوران مجردی هم اصلن اهل  این کارا نبود و به قول خودش خیلی سرسنگین بود اما من تو این یکی دو سال تقریبا راه انداختمش!!

مثلا خیلی وقتا تو خونه در حال شوخی کردن هستیم .. که آخرش به کشتی میرسه!

همه شوخی ها و بازی ها هم با کرم ریختن من شروع میشه

اولا هی میگفت نکن نکن اما من دست بردار نبودم

ولی بعد دید فایده نداره و من از رو نمیرم و شروع کرد مقابله به مثل !

گاهی حتی یه ساعت تو خونه دنبال هم میکنیم همو قلقلک میدیم و مثلا من موهای سینش رو میکنم و... یه عالمه کار دیگه(که نمیتونم بگم!!)

اولین بار که رفتیم یه پارکی گفتم من میخوام تاب بازی کنم بیا تاب بازی کنیم گفت نه و ازین حرفا ...بهش گفتم خب تو بشین من بازی میکنم

اونم نشسته بود نگام میکرد منم یه عالمه تاب میخودم و میخندیدم و یوهو میکردم و خلاصه که مثلا خیلی داره بهم خوش میگذره

دفعه بعد که رفتیم تاب بازی یکم پیشرفت کرد و اومد تابم داد..

دفعه بعدش خودشم نشست اما از شانس گندم همون موقع باغبون پارک اومد دعوامون کرد و گفت آقا خجالت نمیکشی با این قدت؟...این تاب مال بچه هاس!!!

دیگه تاب سوار نشد اما برف بازی و ... رو دیگه پایه شده مثلا هفته پیش با اصرار فراوووون رفتیم پیست اولش من خیلی اذیش کردم مقلا دستمو پر برف میکردم و از پشت سرش اروم رفتم و یهو دستامو چسبوندم به صورتش و تمام دهنش و اینا پر برف شد...

اولش هی مثلا تحمل میکرد اما دیگه دو سه بار که اذیتش کردم گفت بچه تو انگار میگم نکن متوجه نمیشی الان نشونت میدم و خلاصه جات خالی کلی برف بازی کردیم

تو هم سعی کن از چیزهای کوچیک که تو ملا عام نیستن شروع کنی تا اون راحت تر با این مساله کنار بیاد...کم کم به جایی میرسه که خودش دعوتت میکنه به این کارها

ببخشید زیاد حرف زدم.. :دی

پاسخ:
مرسی عزیزم راهگشا بود. حتمن
عزیزم.غصه نخور.پیش میاد همیشه
آخی ...جواب کامنتمو الان خوندم . طفلی خوب میبینی چقدر گناه داره.
35 سال زیاد نیست شکوفه جون ... ولی شروین مجبوره جای پدرش باشه توی خونه شون. بار مالیش از همه سنگین تر . 
نمیگم حق تو نیست تفریح ساده ای که دوست داری رو نکنی ولی میگم با شرایطش کمی کنار بیا. 
به نظر من در مورد سکوت کردنش هم این یک حسنه . چون اگه تو داغ کنی و بگی و بگی و اون دهن به دهنت نزاره آروم میشین . اگه یکی تو بگی یکی اون بگه اووه جنگ ستاره ها میشه دیگه :))
پاسخ:
 یکه به دو که اوضاع و خیل وخیم میکنه... فقط یدفه سر سرویس طلام بحثای دعوایی کردیم دیگه نکردیم!
  • الــهــ♥ـه
  • اینقد بدم از این رف6تار مردا میاد که همش فکر میکنن طرفشون بچه اس...

     

    حالا رفتارای خودشو رو که نگاه کنی از یه کودک خردسالم بعیده ها....به ما میگن بچه... اینقد بدم میاد ایشششششششش :(((

    پاسخ:
    :)))) 
    نه هیچی نیومدهههههههههههههههههههههههههه
    اتفاقا قبل اینکه کامنت بذارم چک کردم دوبارههههههههه
    پاسخ:
    من ایمیلتو میزنم قبول نمیکنه. یه ایمیل دیگه تو بده
    آقا من دلم خواسسسسسسسسسست
    < بلال + لیمو تازه + سس مایونز >

    و آمااااااااااا دلیل نبومدنِ شوهرت نه اختلاف سنیه!
    نه اینکه اون به  احوالاتش نمیخوره(با توجه به چیزایی که گفتی)

    فقط دلیلش شرایطِ اون بنده خدا تو اون شرایط بوده!!
    کلا 99% مشکلاتِ ما ناشی از ندونستنِ حال و هوا و شرایط طرف مقابلمونه!

    اینم دلیلِ حرفم:
    "امروز زنگ زد.. دیشب سرما خورده... بچه بدون ماشین همش ازین سر تهران میره اون سر تازه به خاطر قول درس خوندنش درس هم میخونه میره اطراف تهران ;'( دلم سوخت براش

    تازه کرایه ننه اش هم باید بده...."


    پاسخ:
    میگه بهت دعوتنامه ارسال شده. ایمیلاتو سرچ کن
    وای این پست رو خوندم به حد انفجار رسیدم.الان یه هفته س دعوا سر همین سکوتش.ای بمیره موقع دعوا اس یا زنگ بزنه ولی سکوت نکنه
    مشکل از سن نیست از شخصیت آدماس
    پاسخ:
    ولی سکوته برا اینده بهتره.. حرمت ها نمیشکنه
    واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای واقعا برای من هم همین حس پیش اومد. آقا میگه برف بازی کار بچه ها هست و نیومد ومن هم واقعا گریه کردم. درکت میکنم
    پاسخ:
    از دست این مردا...
    من فکر میکنم هرکسی که ازدواج میکنه از یکی دوتا اتفاق و لذت عاشقانه با همسرش محروم میشه که این بخاطر خصوصیات فردی تربیت های خونوادگی متفاوت و شرایط مختلفی مثل شرایط سنی شرایط شغلی و... هست.

    مثلا یکی از دوستانم با یه استاد دانشگاه ازدواج کرد که با اینکه شوهرش فوق العاده پر انرژی بود اما میگفت بیرون که میریم عین عدد 11 صاف میریم صاف میایم تا میام بخندم میگه نخند ممکنه یکی از دانشجوهام ببینه بعد میگن زن فلانی جلفه بهش میگم بیا بستنی قیفی بگیریم تو خیابون بخوریم و هزار جور کار دیگه که به همین دلیل ازشون تفره میره..

    راستی شکوفه جان تو از کجا متوجه شدی که بخاطر اینکه آقا شروین از تو 8سال بزرگتره برف بازی براش جالب نیست؟؟
    خب شاید بنظرش کار بیهوده ای بیاد.آدما با هم متفاوتن. بعضیا هستن 15 سالشونه اما حوصله برف بازی کردن ندارن.به این موضوع زیاد فکر نکن. این وقت بزار که چرا بدون اینکه خبر بده سراغت نیومده...


    پاسخ:
    :)

    این دعواها نمک زندگیه.بعد چند وقت یادتون میره.راستی تو رب تو چرا اسم کامنت گذارها   نیست.اصلا برای نوشتن ایم خودمم تا چند حرف اولشو نشون نمیده ببینم فارسی مینویسم انگلیسی.

    پاسخ:
    نمیدونم شاید بخاطر مرورگرته
    اختلاف سنیه ما دوساله
    کاملا حق با توست شکوفه جون
    چون ما اصلا ازین معایب نداریم الان دوباره که رفتیم برف بازی و تو خیابون بین اون همه آدم ما دوتایی برف بازی میکردیم و همو با برف میزدیم و آدم برفی درست کردیم
    اما اگه عارفم چند سال از من بزرگتر بود 100% نمیومد و مسخرم میکرد
    ناراحت نباش عزیزم به این فکر کن که چقدر خوبی  و مزایای دیگه داره
    برو با خوبی هاش و مزایاش خوش گذرونی کن
    خب باهاش راه بیا. ما زنا اصن ساخته شدیم که واسه یه موضوعی حرص بخوریم بعد که توجیه شدیم واسه همون موضوع غصه بخوریم...
    براش سوپ بپز ببر بخوره بهش برس (غصه)
    پاسخ:
    کجا ببرم؟؟ دووست ندارم توو خونشون برم دیگه :'( یه درد نیست که
    یه چیز دیگه هم هست . آدم تو دوران مجردیش چون یک سری دغدغه نداره ممکنه با فراغ بال بیشتری تفریح کنه ولی شروین الان کلی بار روی دوشش هست طفلی . چون پدر هم نداره و مجبوره تک و تنها از پس زندگی بر بیاد شاید دل ودماغش واسه این کارا کمتر شده . حالا رفتین خونه ی خودتون شاید بهتر بشه. مرسی واسه ر.م.ز
    پاسخ:
    امروز زنگ زد.. دیشب سرما خورده... بچه بدون ماشین همش ازین سر تهران میره اون سر تازه به خاطر قول درس خوندنش درس هم میخونه میره اطراف تهران ;'( دلم سوخت براش

    تازه کرایه ننه اش هم باید بده....
    عزیزم فکر نکنم زیاد به سن و اختلاف سنی ربط داشته باشه ها !!! شروینم 35 سالشه و جوون.....!!! تو فکر میکنی با روحیاتی که مثلا از خودت سراغ داری تو 35 سالگی دیگه دلت برف بازی نخواد؟؟؟!!!!
    یا مثلا شوهر من از 23 سالگی که ازدواج کردیم اهل این چیزا نبود..... !!!
    اول که خیلی نامردی ...داشتم میخوندمت و با آقای ناد اختلاط می کردیم .یهو بهش گفتم کاش بودی میرفتیم بلال میخوردیم. گف بلال ؟؟ حالا چطو یاد بلال افتادی؟ منم رو نکردم که موقع گفتگو با جناب ناد دارم وبلاگ میخونم که. خوب . الان این کامنت آخریه هم ....:( نی نی نمیبخشدت :)))
    درمورد اختلافی که پیش اومده باید بگم این باور کن به اختلاف سن نیست به روحیه ست. خودت میدونی آقای ناد چقدر از من بزرگتره ولی پایه بیرون رفتن و یهو هوس کنه بزنه به کوه و کمر و شلوغ بازی و این کاراست . من در مقابل اون خیلی کم میارم . ولی خوب اختلاف سنی ما خیلی تو طرز تفکراتمون هست .
    ولی به شروین بگو میخواد نیاد حتما خبر بده. اینجور بی خبر گذاشتن اصلا جالب نیتس. 
    راستی چرا به من رمز نمیدی خوب ؟
    بده دیگه ببینم تو بوق چی نوشتی 
    پاسخ:
    اخه اونم این روحیه هارو داشت ام نمیدونم انگار به من رسیده وا رسیده!

    اونم الان میام بهت میگم
    عزیزم این اختلاف سنی نیست که مزاحمه ! بابا و مامانه من 10 سال اختلاف دارن ولی بابام از مامانم شاداب تره و بیشتر کوکه درونشو فعال میکنه! اخلاق برخی از مردهاست . شوهر منم از برف بازی و ... خوشش نمیاد. منم از عروسی به بعد دیگه یک دل سیر برف و برف بازی ندیدم.
    پاسخ:
    اصلن بیا باهم بریم برف بازی :‌)
    راجع به بقیه چیزها ملت خیلی نظر دادن من چیزی نمیگم ، فقط یه سوال مگه زمستونم بلال هست عیا؟ فکر کردم فقط لبو و باقالی هست :))))))
    پاسخ:
    آره آزیتا یه بلالیه هست توو خیابونه بغل مترو حقانی توو بارون و اینها هم میاد یعد لیمو تازه و سس مایونز هم گذاشته بریزی روو بلال اصلن یه چیزتوپیه...عاشقشم
  • طهورا عاشق
  • چه با اختلاف سنی زیاد چه کم  همیشه یه مشکلاتی هست باز مشکلات این چیزا باشه بهتره تا اینکه مشکلات اصاصی باشه ولی باز به نظرم برای رفع مشکل تلاش کن ولی اگه نشد زیاد بهش فک نکن
    پاسخ:
    اساسی ;)
    دخترم دیگه دیر وقته برو بخواب از صبح سر کار بودی خسته ای. فردا هم دامادم زنگ زد خیلی خوب باهاش صحبت کن فقط در حد یک گلگی کوچیک بهش یادآوری کن که من که چیز زیادی ازت نخواستم ولی اگه واقعا کار داشتی من حرفی ندارم. ایشالا یک روز دیگه میریم. اصلا بپرس مشکلت چیه عزیزم؟ کاری از دست من برمیاد؟
    پاسخ:
    مد نظر قرار میدیم!
    بلی :)) ولی فقد مختص اونایی باشه  که آنن اون لحظه :p
    فک کنم این یکی وبت فقد یه تالار گفتمان کم داره شکو :)))))))

    پاسخ:
    میخای یه پست گفتگو براتون درست کنم!؟
  • مامان باران
  • شب بخیر من بخوابم تا باران بیدارنشده
    پاسخ:
    :*
    اصلا از این به بعد تو رو "دخترم" صدا میکنم.
    پاسخ:
    مرسی پدر!
  • مامان باران
  • آخی گناه داره شکوفه خانوم دلت میاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟مطمئن باش شوهرت رو نینیتون حساس میشه
    پاسخ:
    نمیدونم... اخه راهکار دیگه ای به ذهنم نمیرسه :P
    کلا من تریپ پدر بزرگیو دوس دارم!   اگه ناراحتی عوضش کنم؟
    پاسخ:
    نه خوبه همینو بیا :D
    متین خان : ما که دایه مهربونتر از مادر نیسیم ولیشمام سعی کن کاسه داغ تر از آس نشی. گفتم در جریان باشی.(شکو جان اینو با عرض معذرت از تو خطاب به اوشون گفتم)
    پاسخ:
    شما ها خودتون خطاب به هم حرف بزنید و دعوا کنین من و  وارد این دعواها نکنین .. من خودم به اندازه کافی دعوا دارم با شوهرم :D
  • مامان باران
  • من رفتم کلا پام کرد دیووونه بعدشم باران نمیزاره که.......
    پاسخ:
    نمیشه اینجور وقتها به بچه یه قرص خاب داد بعد بریم سراغ کار خودمون؟؟؟ :D :DD:D:D
    همیشه سعی کن مشکلاتتونو با گفتگو و صحبت حل کنین نه با بی محلی و قهر. چون یک روزی اینا رو هم جمع میشه و بعد منفجر میشه که عاقبتش قابل پیش بینی نیست!

    پاسخ:
    شما حق مشاوره نمیگیری???  :DDDDDDDDDD
    نه دیگه اینو از ج کامنتا کشفیدم دیگه تو هم هی بزن تو ذوق آدم :((((
    پاسخ:
    :)))) تولد تو هم مبارک که تولدت هفته پیش بوده :D
    ناراحت نشو
  • مامان باران
  • خودمم شاخ دراوردم بخدااااااااااااا
    پاسخ:
    خب تو هم میرفتی تووو بازی .. چرا نرفتی؟
    البته سخته، آدم یه چیزایی رو با عشقش میخواد نه با دوستاش، لج آدمو در میارن، مث وقتی که مثلا رابطه میخوای بت بگن برو تو خیابون یکیو پیدا کن، نمیشه آدم با دوستاش فانتزیاشو عملی کنه
    البته مزایایی هم داره
    شاد باشید.
    نکنه شوهرت بهمن ماهیه شکو ؟منم بهمن ماهیم کلا بهت بگم آدمای خیلی خیلی حساس و تیزی هسن .
    پاسخ:
    خوب شد گفتم هفته دیگه تولدشه!!! خسته نشی گرگی!! هارهارههههههههههههههههه
    حالا درسته یکم زود رنجی ولی خودمونیم دختر پرتوقعی نیستی. برف بازی و قدم زدن و دوچرخه سواری و... یعنی اگه همه دخترا مث تو بودن پسر مجرد نداشتیم. والا!
    پاسخ:
    توقع اصلی هامو هنوز گفتم... سفرهای خارجه و پیانو و استخر شخصی... خخخخخ
    یه هلی کوپتر یا بالن شخصی هم میخام راستی
  • مامان باران
  • به سن ربط نداره خب شوهرمنم اهل بیرون رقتن و بازی کردن نیست اما4روزه که برف باریده همش باخواهرام داره بازی میکنه منم حرص میخورم همش
    پاسخ:
    شوهرت با خاهرات بازی میکنه؟؟؟ پس چطور اهلش  نیست؟؟؟
    یادمه اونجور که میگفتی میشد 34 !
    بابا من 40 ساله میشناسم از من دلش جوونتره ...
     اون دوست بالاییه درست میگه با دوستات برو بیرون ، با همونایی که شادت میکردن و پست بالایی در موردشون حرف زدی ... نمیشه که شروین جای همه رو برات پر کنه ...
    پاسخ:
    من 26م اون 35... میشه 9 سال تفاوت... هفته دیگه هم تولدشه!
    ربطى به سن نداره که
    بعضى ها ٦٠ سالشونه ببین چکارا میکنن
    باید مجابش کنى
    دیگه ادم وختی انتخاب می کنه نمی دونه این موارد ریز رو هم باید توش بزاره. منم عقده تاب بازی شدم ... همیشه می گه شلوغه بده با این قد بشینی رو تاب....منم عقده ای شدم تنهایی که میرفتم پارک با دوستام جبران می کردم[نیشخند] با دیگران بروووو نزار عقده شه
    پاسخ:
    راست میگی... باید خودم با دوستام برم.. دیگه هم بهونه ای نداره
    منم با دوس پسرم 10 سال تقاوت سنی و این مشکلاتو دارم-30 سالشه البته- ولی خداییش 35 زیاده، کی میخواین بچه دارشین؟

    شما رمز میذارید کامنتا هم پنهون میشه؟ من الان اون پست صبتون خوندم اومدم نظرات دوستان رو بخونم خوردم به در بسته، خصوصیه و رمز به خواننده نمیدیدن؟
    پاسخ:
    حداقل 5 سال دیگه.
    شرمنده فعلن رمز نمیدم..
    درضمن ادرس هم نذاشتی
    همه آدما حتی پیرمرد و پیرزنا هم کودک درون دارن که دوست داره برف بازی و دوچرخه سواری کنه. این ماییم که باید کودک درونمونو زنده نگه داریم. با گرفتاریای این دور و زمونه کودک درون رفته اون ته مهای وجود آدما بطوریکه ناپدید شده. شروین حتی اگه خودش این کارارو دوست نداشته باشه اما وقتی ببینه تو رو با همراهی کردنش خوشحال میکنه مطمئن باش این کارو میکنه و دوست داشته بکنه. حتما مشکلی داشته یا فکرش مشغوله چیزی بوده که واقعا نتونسته بیاد. تو خودتو ناراحت نکن. هزار دفه بت گفتم با این مسائل کوچیک زود اوقات خودتو شوهرتو تلخ نکن!
    پاسخ:
    دیر گفتی دیگه تلخ کردم!
    سلام دوست عزیز!
    اومدم بگم اگه مایل به تبادل لینک هستی بیا وبم بگو تا تبادل لینک کنیم ..
    موفق باشی ..!
    یا علی
    پاسخ:
    نه نیستم!

    سلام

    پست قبلیت باز نمیشه با رمز؟ رمز جدید داری؟

    پاسخ:
    شما سیب ترش رو داری؟؟ اون دیگه رمزم نیست :)
     اخی عزیزممممم. اختلاف سنی ما 11 ساله.انقدر گریه کردم واسه این موضوع که نگو .الان دیگه خودم تنهایی  خوش می گذرونم اون هم تماشا می کنه
    پاسخ:
    ;'(((( پس بیا بغلم  ما هم دردیم
  • ساحل بارانی
  • حرص نخور!!!!!!!!!!!!!!! پر رو شده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ببخشیدا...........
    پاسخ:
    نه خوب گفتی... راست میگی! 
    به حرف این گرگ زخمی گوش نکن!
    اینجور آدما خودشونا دایه ی مهربونتر از مادر میدونن...
    اگه دلسوز تو بود میگفت بچسب به زندگیت! برای این مشکلات کوچیک اعصاب خودتا خورد نکن.
    حالا خواهی دید، در آینده مشکلاتی فراتر از این ها پیش روی تو خواهدبود، بایدمحکم باشی!

    سعی کن تو با حرف نرمش کنی، یجوری به طور زنونه ی خودت بکشون ببرش! ببرش برف بازی! اعصاب خوتم خورد نکن...
  • ناهید بانو
  • اس بزنی نتیجه اش اینه که فقط خودت یکم خالی میشی و باز اون کار خودشو میکنه و هیچ تاثیری توش نداره خخخخخخخ

    اینو تجربه ثابت کرده :دی

    ولی بازم توصیه میکنم اس بزن برو رو مخش اینم خودش حالی میده ;)

    راستی امکانات این بلاگ. ای ار خوبه؟!

    من یه حساب توش دارم ولی کسی نیست برام دعوت نامه بفرسته خخخخ

    اگه خوبه تو زحمت بکش یه دعوت نامه برا من بفرست شاید منم نقل مکان کردم

    حس میکنم وبم در خطره خخخخخ

    کلا خواهرشوهرا و جاری ها نتگرد شدن :دی

    حوصله هم ندارم بشینم از اول اونایی که نوشتمو رمزی کنم

    پاسخ:
    اتفاقن 9 تا دعوتنامه دارم . ایمیلتو خصوصی برام بذار برات بفرستم عزیزم.
    اینجا خیلی خوبه.. خیلی بهتر از بلاگفاس. من که به همه پیشنهاد میکنم
    به سن زبط نداره. به حسو حال و روحیه ربط داره...من 18 ساله ای میشناسم با همین روحیه..خودتو اذیت نکن آقایون کلا با ما فرق دارن..خودتو جاش نذار...به حرفم گوش کن..راستی من رمز ندارم
    پاسخ:
    آدرست کو پس! :P
    بمیرم برات و برای دلت
    حالا رفتی برف بازی؟
    پاسخ:
    نه حالا اسمس هاشو بعدن نوشت میذارم. :(
    خدا نکنه الی جان :***
  • نانا (همکار دکتر مظاهری...!)
  • وای دقیقا حس میکنم او بغض لعنتی چقدر بده...

    آدم هی لحظه شماری میکنه که ساعت کاریش تموم شه بعدم هی تو ذهنت برنامه ریزی میکنی که بریم چکار کنیم چکار نکنیم اما یهو دود میشه میره انگار یه سطل آب داغ ریختن رو سرت....
    پاسخ:
    آب داغ که خوبه! انگار اب یخ ریختن!
    اشکال نداره خودت داری میگی جونیش رو کرده اگه من بودم  خدایش تنها میرفتم والا
    دلت میخواد سر خر داشته باشی
    اینم دلداریم
    سخت نگیر فردا هم قرار بزار اگه اومد ک فبها
    اگه نیومد باهاش ب مدت طولانی حرف نزن باشه گل دختر:))))
    پاسخ:
    تنهایی برم به کی برف پرت کنم؟؟ کی به من برف پرت کنه؟؟ :) حرفتو گوش دادم اسمس شو جواب نمیدم ;))
  • خواننده خاموش
  • الهییییییییییییییییییییییی

    ولی نمیدونم با این که من 19 سالمه چرا من این کارارو دوست ندارم یعنی پیری زود رس گرفتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    پاسخ:
    :))) شایدم
    ربط داره اما نه اینقدر...یک مقدار هم بستگی به ورحیه آدمها داره...ازش بپرس ببین اصلا هیچ وقت این کارا رو کرده..شاید کلا اهلش نیست....
    نمیخواد تو را آزار بده فقط با روحیه اش همخونی نداره..برعکس بعضی ها که این کارا تو خونشون هست..مثل مادربزرگ من...بخدا اگر می تونست راه بره الان پیست بود:))
    پاسخ:
    آره بابا یه کله خری بوده...رفیق باز همش توو مسافرت :|
    وای من دارم به ازدواج با مردی فکر میکنم که 9 سال از من بزرگتره، یعنی روحیاتمون به هم نمیخوره؟ من متولد 64 ام و آقا  55
    پاسخ:
    مزایای زیادی داره اما خب معایبی هم داره.. این که من گفتم یه نمونشه..

    آخه شکوفه شما که فاصله سنیتون خیلی زیاد نیست ! 8 سال فقط !
    ولی از بس اینجوری گفتی من توی ذهنم همسرت یه مرد مسن ثبت شده :|
    پاسخ:
    35 سالشه.. کمه؟
    شکو من دارم بجات حرس میخورم نمیدونم تو داری زیادی کوتاه میای یا این مساعل خیلی کم اهمیت شده واسه آقاتون....اعصاب ندارما :))))
    پاسخ:
    بهش اسمس زدم جواب نداد.. منم دوباره فرستادم! منم اعصاب ندارم اما عب نداره!!!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">